تولدت مبارک عشق بی همتای من
[ ]
5و6 ماه سخت اول آشنایی.دلم عاشق بود و عقلم میگفت مگه میشه!!!!! من و عاشقی!!!!!!
برج5 و ماه رمضون و خلوت من و خودم
برج6 و رفتن تو
برج7 و اعتراف
ووووووووو عاشقی های قایمکی
1سال و نیم گذشت
یک مزاحم بد خیلی بد شایدم خوب شاید واسطه. شاید خدا بود
برج 11 سال نود ..و... وصال
و امروز روز تولد تو زیباترین روز خدا
[ ]
:دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم
"غصه نخور٬میگذرد...."
برای دلم گاهی پدر می شوم٬
:خشمگین میگویم
«بس کن دیگر بزرگ شدی....»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان،
دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا......
دلم، از دست من خسته است.............
دلم تنگ است ...
در نبودنت تنها خیال آرام نگاهت آرامشم می دهد و
صدایت امید تمام لحظات تنهایی ...
می دانم فاصله ی تو با دلتنگی من تنها نگاهیست
آرام و بلند
[ ]
سوگنـد به
دستهای سردم
وقتی تو نیستی!!!
هیچ چـــــیز !!
نمی تواند
دستهای مرا گرم کند
حتی!
جیبهای پالتوی قشنگم......
[ ]
[ ]
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !
« دکتر علی شریعتی »
[ ]
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم ...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ، شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است
دوست دارم نگاهت کنم ...
صدایت را بشنوم...
به تو تکیه کنم
دوست دارم بدانی
حتی اگر کنارم نباشی
باز هم
نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم ...
به تو تکیه می کنم
[ ]
دلتو واسه عاشقی.
صداتو واسه شادابی
دستاتو واسه نوازش.
پاهاتو واسه همراهی
عطرتو واسه مستی.
و خودتو واسه خود خود خود خودم
[ ]
